به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد
عاشقانه ها

◄خوشامد گویی►

شنبه سیزدهم اسفند 1390 ساعت 0:6

    ♥♥♥♥ خدانگهدار همگی♥♥♥♥




دیگه از هر چی نت هست


و


دنیای مجازی هست


و


عشق های دروغی مجازی




خسته شدم





میرم گوشه ای آروم بمیرم






حلالم کنید

خدانگهدارتان دوستان



 


 



نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄ پشت پا خوردم►

سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ساعت 21:38


  پشت پا خوردم ز هر کس که گفت یار منه

                

  چون که دیدم روز و شب در پی آزار منه

                

هرکه دستی از محبت حلقه کرد برگردنم

            

       دیدم این دست محبت .حلقه دار منه


نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄دلم تنگ است►

سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ساعت 21:33

دلم تنگ است

نمی شنوی؟

شاید

من پوست کلفت تر شده ام

دیگر دل تنگی ام صدا نمی دهد!




نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄خسته ام►

دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ساعت 14:25

خسته ام

 از صبوری خسته ام

ازفریاد هایی که درگلویم خفه ماند

از اشک هایی که قاه قاه خنده شد

وازحرفهایی که زنده به گورگشت در گورستان دلم

 آسان نیست درپس خنده های مصنوعی گریه های دلت را

دربی پناهیت در پشت هزاران دروغ پنهان کنی

این روزها معنی را از رندگی حذف کرده ام

 برایم فرق نمی کند روزهایم را چگونه قربانی کنم...


نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄ دفتر عشـــق كه بسته شـد►

دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ساعت 14:22
| دفتر عشـــق كه بسته شـد

| دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
| خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
| به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
| اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
| بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
| برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
| حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
| تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
| بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
| غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
| بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
| از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
| از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
| چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
| چــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
| دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
| فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
| چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
| آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
| دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
| بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
| ازاون كه عاشقـــت بود
| بشنواین التماسرو
| ...............
| .........
| یاحق
|.

نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄محبت►

دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ساعت 14:17

به سگها محبت کنی باهات دوست میشن




به آدما محبت کنی سوارت میشن اما...




اگه به خر محبت کنی اصلاَ براش فرق نمیکنه




بس که ثبات شخصیت داره این بزرگوار :))




خر بودن  واسه بعضیا انقدر سخته؟؟


نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄دوست دارم....►

دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ساعت 14:14



ای شکوه لحظه های بیقرار


ای همیشه در وجودم استوار



ای تو در من جاری و در من نهان


من دو خطی می نویسم تو بخوان



تو بخوان این لحظه ها دوردانه اند


این زمین و آسمان افسانه اند



تو بدان این روزها با تو گذشت


لحظه های رفته درخاطر نشست



ای قرار روزهای بی کسی


ای حضورت خالی از دلواپسی



آرزو دارم نباشی غمین


دوست دارم باشی و باشم *همین...





فرستنده و شاعر:



آجی تنهای گل





بسیار زیبا و عالی بود


نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄معجزه ای الهی►

دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ساعت 14:8



دیوانه ام


دیوانه با تو بودن


دیوانه خاطراتی که با تو بود و هست


و با تو ماندگار میشود


با تو به اوج رسیدم


با تو تمام میشوم


ای بهترین


که وجودت پر از دل گرمیست


دیوانه ام


دیوانه با تو بودن


همانند نگاه دیوانه وار مادر به فرزند


برایم با تو بودن مثال معجزه است که


تاریکی ها را به روشناییها


مبدل کرده است


آری تو برای من همانند معجزه ای


معجزه ای الهی


و همین برای دوست داشتن کافیست....





فرستنده و شاعر:


آجی تنهای مهربون




از اشعار زیبای شما کمال قدردانی را دارم


نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄اندکی بامن باش►

دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ساعت 0:2


اندکی بامن باش



پرکن فاصله را


باقدمهای بلند


روبه رو یای سپید


درحریم نفس گرم نسیم


بادلم حرف بزن


بامن ازعشق بگو


ازسپیداربلند


ازشکوه گل سرخ


از زمانیکه درخت خانه صدبلبل شد


بازکن پنجره را


به شب دشت نگر


باهمان وقت که جهان تشنه باریدن شد


اسمانها خندید


ابرشب قهقه زد


وزمین شاخه گلی رابه خدا بخشید


روزها درگذرند:بی خیال من وتو


اندکی بامن باش


فارغ ازدیده ی تر


درپناه دل شب


روبه خورشید فلک


لحظه ای بامن باش...



فرستنده و شاعر  :


 آجی تنهای تنهای خودم


با تقدیر  و تشکر فراوان



نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄ای کاش►

یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 ساعت 14:32

ای کاش-کسی بردل-من گاه نگاهی

گاهی به نگاهی بکند گاه-نگاهی

یک عمرزدم دل به رهت-بهرنگاهی

تاکی بزنم ناله به درگاه الهی

ای انکه تورا می طلبم درهمه احوال

درذکرسحر گاه به هرگاه پناهی

دانم که تو راسجده کند زاهدو ساقی

درمکتب عشاق تو در راه گواهی

بااین دل سرگشته منم سوی توراهی

یارب !

بنمابر من گمراه نگاهی


رمضان مبارک برهمگان...



فرستنده و شاعر


آجی تنهای گل خودم



بسیار زیبا و  پسندیده بود



نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄منو تو آغوشت بگیر خدا ►

دوشنبه هفدهم تیر 1392 ساعت 23:23



منو تو آغوشت بگیر خدا ، می خوام بخوابم

آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم

منو تو آغوشت بگیر ، می خوام برات بخونم

روی زمین چه قدر بده ، می خوام پیشت بمونم




کی گفته باید بشکنم تا دستمو بگیری


خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری


کی گفته باید گریه ی شب هامو در بیاری


تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری



توی آغوش تو آرامش محضه

منو با خودت ببر حتی یک لحظه

بغلم کن ، منو بردار ، ببرم دور

ببرم از این زمین سرد و ناجور



وقتی باید واسه ی رها شدن یه بی فروغ بود

واسه آرامش نسبی ، کلی حرف های دروغ بود

توی دنیا هر چیزی قیمتی داره حتی وجدان


این ها رو هیچ جا ندیدم نه تو انجیل ، نه تو قرآن






وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته

صدای هق هقت رو پس کی شنفته

تو که می گی پیشمی تا لحظه ی مرگ

این که می گن می شکنی ، رنجم می دی ، بگو کی گفته




توی آغوش تو دیگه تنها نیستم


هر نفس اسیر دست غم ها نیستم


دیگه عاشقانه تر از عاشقانه ام


واسه موندن دیگه با بها بهانه ام



توی آغوش تو از درد خبری نیست

از دروغ و حرف های زرد اثری نیست

نمی بینی کسی از هراس نونش

جلوی حرف ناصواب بنده زبونش




توی آغوش تو آرامش محضه


منو با خودت ببر حتی یک لحظه


بغلم کن ، منو بردار ، ببرم دور


ببرم از این زمین سرد و ناجور





نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


◄ تصمیم خدا ►

چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 ساعت 13:44

یک چیز را من خوب فهمیدم در این دنیا


تعجیل در هر مسئله نوعی خطا باشد


هر اتفاقی چون که وقتش میرسد از راه


باید پذیرایش شوی چون از خدا باشد


تسلیم تصمیم خدا پسندیده باشد


تضمین شود ارامش هرکس رضا باشد


از این دروان در زدن حاصل نخواهد شد


جز پینه ها بر پا و دستی که گدا باشد!!!


من تجربه کردم عزیزان بارها این را


روزی خوش باید بیاید هرکجا باشد


هرکس که می آید به دنیا دفتری دارد


ثبت است در دفتر که باید در کجا باشد


از زادگاهی که مقدر شد گریزی نیست


شاید شیراز و شاید شهرکرد باشد


از بهر هرکس یک نمایشنامه شد تحریر!!


تا میتوانی کف بزن وقتی که اجرا شد


ازکارگردان نباشد هیچکس شاکی


چون باشد او مسئول هر نقشی که ایفا شد


وقتی که شد تصمیم مافوق چنین حاکم


دست خودش نیست که یوسف باشد یا زولیخا


خوب و بد بازی به ما مربوط میباشد


وقتی چنین باشد دل ما نیز ارضا شد


باید در اینجا زندگی را خوب بازی کرد


هرکس که رفته بار دگر نیز ارجا شد...




فرستنده و شاعر


آجی تنها




بسیار زیبا بود 


ار صمیم قلب  تقدیر و تشکر دارم




نوشته شده توسط پارسا اهورایی | لينك به اين مطلب |

مطالب جديدتر مطالب قديمي‌تر


آخرين مطالب نوشته شده
◄خوشامد گویی►
◄ پشت پا خوردم►
◄دلم تنگ است►
◄خسته ام►
◄ دفتر عشـــق كه بسته شـد►
◄محبت►
◄دوست دارم....►
◄معجزه ای الهی►
◄اندکی بامن باش►
◄ای کاش►
◄منو تو آغوشت بگیر خدا ►
◄ تصمیم خدا ►
◄همسفرخوب بهترین لحظه های سفرم►
◄شیرین ترین قصه تلخ نا شنیدنی من►
◄تو دیوونه رفتی►
◄این منم تنهای تنها►
◄دراز میکشم►
◄خنده های زورکی ام►
◄مادر می‌گوید►
◄کوچک که بودم►
◄موش کور►
◄قدم مي زنم►
◄خدايا!►
◄چه بلاتکلیفم►
◄دل نوشته►

◄عدم حضور►
◄نابودم کردی►
◄تمام آرزویم►
◄هوا بارانی ست►